خلوت روشن

تصمیم گرفتم خودمو برای هر تغییری آماده کنم. دلم بزنم به دریا! دلم می خواد تا جائیکه می تونم چیز های جدیدی را تجربه کنم. هیچ چیزی توی این دنیا دووم نداره. پس باید در لحظه زندگی کنم...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٩ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط ترنم نظرات () |

یه بار گره عجیبی به کارم افتاده بود (حدود یک ماه پیش) عجیب ها! یعنی داغون بودم. اما در عین ناباوری بدون اینکه بفهمم چطوری، باز شد. طوریکه هنوز از چون و چراش سردرنیاوردم! اونجا بود که فهمیدم کائنات چطور میتونه بدون دلیل منطقی همه چیزو روبه راه کنه.

خدایا خودت خدایی چطوریشو خودت میدونی،

اون چیزی که صلاح منه اتفاق بیفته

ولی سعی کن درست بشه دیگه لطفاً!

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۸ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط ترنم نظرات () |

هوا سرد شده

از صبح دلم مثل سیر و سرکه میجوشه نمی دونم چرا؟!نگران

فکر و خیال های بیخود می کنم.... بیخیال تر باید باشم و خونسرد تر.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط ترنم نظرات () |

امسال بعد از سالها روز اول عید را حس کردم!

مدتها بود یادم رفته بود اولین روز سال می تونه طعم و بوی خاص خودشو داشته باشه.

به امسال امیدوارم

امیدوارم یک سال پر از اتفاقات خوب را تجربه کنم (تجربه کنیم)

خدایا من از اتفاقات سال گذشته خیلی درس گرفتم و حسابی متنبه شدم! امیدوارم یادم نره چیا یاد گرفتم که نخوای تو زحمت بیفتی دوباره برام یادآوری کنی! بهرحال بابت همه لطفی که در حق من داشتی، ممنون خدا جونمقلب

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط ترنم نظرات () |

Design By : nightSelect.com