خلوت روشن
در آخرین ساعتهای سال ٨٧ هستیم. این چند روزه با عموزاده های عزیز تر از جان! یه مسافرت با حال بودیم که شاید بشه گفت باحال ترین مسافرتی بود که تا حالا داشتم. اونقدر خندیدیم که تمام عضلات شکمم درد گرفته! چهارشنبه سوری باحالی هم گرفتیم.از اونا که سالها آرزوشو داشتم... هوا عالی بود و حس می کردم با هر نفس آرامش و شادی رو دارم میبلعم! خدایا شکرت. واقعاً شکرت. امسال برای من و خانواده ام سال خوبی بود. دیشب نامزدی مریم بود. خفن خوش گذشت! الهی که خوشبخت باشن. امروز و در این لحظه حس می کنم خوشبختم و حالم خوبه خوبه. مهم نیست تا بعد چی پیش بیاد، مهم اینه که " الان" حس خوبی دارم. (بر خلاف هفته ای که گذشت!) و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک " هیچ" می شوند کدر..... سهراب دلم واسه مامان و بابام تنگ شده! یک هفته داره میشه که رفتند مسافرت، به روی خودشونم نمیارن!

| Design By : nightSelect.com |

